یک.از اینجا به بعد ديگه حرف زدن باهاشون اضافه کاریه و غلط اضافه...بهت اخطار میدم...اخطار اخلاقی...حواست به مرزهای جغرافیای ذهنیت باشه...از الان استاپ...
دو.هربار از درد آرواره هام می فهمم داشتم آدامس می جوییدم بسکه با آدامس مشکل دارم...بلد نيستم :/
سه.امروز حرف نزدیم...فقط از اين بدم مياد که نکنه دروغ گفته باشه و الا تو بگو ماهی يه بار بحرفیم...والا من اگه اعتراضی کنم...مهم خیال راحته که باش صفر هیچم :/
چار.تونستم...الانم ادامه ش میدم برنامه ی امروزمو...اینش خوبه :)
پنج.کمکم کرد که تونستم...الحمدلله و الشکر
شیش.بازپرداخت وامه در حد وسع من نبود...نمیگیرمش...باید از خاله بپرسم بینم چی ميشه کرد...
هفت.آیت انگل!بگو به ما چه آخه؟؟؟تو خودت انسانی یا اون بابای احمقت؟یکی از یکی پختر!
هشت.توانا بود هرکه تمرین کند =)
برچسب:
نویسنده: ماهان میرزایی